تبلیغات
انتشارات نیک ورزان - مطالب رمان غیر فارسی
 
انتشارات نیک ورزان
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : انتشارات نیک ورزان
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
گابریل گارسیا مارکز
1- تنها در این وقت بود که به صرافت افتاد شوهرش چقدر پیر شده است. گفت:"طوری لباس پوشیده ای که انگار میخوای جای مهمی بری"سرهنگ گفت: "این تشییع جنازه جای مهمی است. بعد از سالها یه نفر به مرگ طبیعی مرده."
2- از وقتی سانسور برقرار شده ، روزنامه ها فقط درباره ٔ اروپا می نویسن. بهترین کار اینه که اروپایی ها بلند شن بیان اینجا، ما هم پاشیم بریم اونجا. به این ترتیب هرکی می دونه تو کشورش چی میگذره.




نوع مطلب : رمان غیر فارسی، 
برچسب ها : گاربریل گارسیا مارکز،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 18 آذر 1395
انتشارات نیک ورزان
باد جنوبی بود كه عشق آن زن را به قلب مرد وارد كرد. با وزش باد غربی، روان زن برای مرد عیان شد. و باد شرقی روح زن را هم آشكار كرد.و بعد هوا تغییر كرد، متلاطم شد و طولانی. و همه­ ی بادها، ناگهان، با هم وزیدن گرفتند و گردبادی بزرگ به راه افتاد و با وزش باد شمال بود كه زن مردش را رها كرد و رفت. و بعد قلب مرد یخ زد.



نوع مطلب : رمان غیر فارسی، 
برچسب ها : کتاب روح زن،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 18 آذر 1395
انتشارات نیک ورزان
کتاب رمان ۱۱ دقیقه اثر پائلو کوئلیو شخصیت کتاب ماریا می باشد نخستین بار در یازده سالگی عاشق می شود. هنگامی که پیاده مسیر خانه تا مدرسه را طی می کند؛ احساس می کند که در این مسیر تنها نیست و چشمش پسری را می بیند که در آن سوی خیابان این مسیر را با او طی می کند.ماریا احساس جدیدی را تجربه می کند. احساسی که قلبش را فشرده می کند. و برای ماریا آن ده دقیقه از روز و پیاده روی در مسیری سنگلاخ و خاکی به بهترین لحظات زندگی اش تبدیل می شود.پسر گام های سریعی دارد و ماریا مجبور می شود که سریع تر گام بردارد و این امر موجب می شود که احساس خستگی کند اما این احساس طعم شیرینی برای او دارد.



نوع مطلب : رمان غیر فارسی، 
برچسب ها : رمان یازده،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 17 آذر 1395
انتشارات نیک ورزان
قطعه ای از کتاب شازده کوچو اثر اگزوپری که قطعا خوندینش :
من سیاره ای سراغ دارم که یک اقای سرخ رو در آن است. 
او هرگز گلی را بو نکرده است. 
هرگز ستاره ای را تماشا نکرده است.
 هرگز کسی را دوست نداشته است. 
هرگز جز جمع زدن اعداد کار دیگری نکرده است. و تمام روز مثل تو تکرار می کند : من ادم جدی هستم! من ادم جدی هستم! وباد به غبغب می اندازد و به خودش می بالد. ولی او آدم نیست.
 قارچ است!!!





نوع مطلب : رمان غیر فارسی، 
برچسب ها : رمان شازده کوچولو، دانلود شازده کوچولو، کتاب شازده،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 14 آذر 1395
انتشارات نیک ورزان
دن کیشوت پهلوانی خیالی و مردی ابله نظیر پهلوانان بی‌دست‌وپا و دغل‌کار است که در فارسی عامیانه به آن پهلوان پنبه می‌گویند.
این مرد که خود را مبارزی دلیر و شکست‌ناپذیر می‌پنداشته، با خادم خود که همیشه حامل سلاح او بوده، به مسافرت می‌پرداخته‌است و در این سفر اعمال مجنونانه‌ای از وی سر می‌زند. داستان زندگی وی جنبهٔ عبرت‌آموزی برای دیگران دارد.
این اثر از قدیمی‌ترین رمانها در زبان‌های نوین اروپایی است. بسیاری آن را بهترین کتاب نوشته شده به زبان اسپانیایی می‌دانند.
سروانتس بخش اول دن کیشوت را در زندان نوشت. این بخش نخستین بار در سال ۱۶۰۵ و بخش دوم در سال ۱۶۱۵ چاپ شد. بخش اول رمان دن کیشوت در سال ۱۶۰۵ در مادرید منتشر شد و بخش دوم آن ده سال بعد به چاپ رسید.




نوع مطلب : رمان غیر فارسی، 
برچسب ها : دن کیشوت، رمان، دانلود دن کیشوت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 14 آذر 1395
انتشارات نیک ورزان
نویسنده اثر داستایوسکی می باشد:
چیزهایی هست که نباید گفت، مگر برای دوستان، چیزهایی هست که نباید گفت حتی برای دوستان و بالاخره چیزهایی هست که نباید گفت ، حتی برای خویش..




نوع مطلب : رمان غیر فارسی، 
برچسب ها : داستایوسکی، رمان رویا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 14 آذر 1395
انتشارات نیک ورزان
بار هستی اثر میلان کوندرا، نویسنده چک، تفکر و کاوش درباره زندگی انسان و فاجعه تنهایی او در جهان است...
چگونه بار هستی را به دوش می‌کشیم؟ آیا 'سنگینی' بار هول‌انگیز و  'سبکی' آن دلپذیر است؟...
برداشت فلسفی و زبان نافذ کتاب،‌ از همان آغاز خواننده را با مسائل بنیادی هستی بشر روبه‌رو می‌کند و به تفکر وا می‌دارد...
اگرچه شخصیت‌های کتاب واقعی نیستند، از انسان‌های واقعی، بهتر درک و احساس می‌شوند. کوندرا در توصیف قهرمانان خود می‌نویسد: "شخصیت های رمانی که نوشته‌ام، امکانات خود من هستند که تحقق نیافته‌اند. بدین سبب تمام آنان را دوست دارم و هم هراسانم می‌کنند. آنان هر کدام از مرزی گذر کرده‌اند که من فقط آن را دور زده‌ام. آنچه مرا مجذوب می‌کند، مرزی است که از آن گذشته‌ام. مرزی که فراسوی آن خویشتن من وجود ندارد."




نوع مطلب : رمان غیر فارسی، 
برچسب ها : رمان هستی، رمان خارجی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 14 آذر 1395
انتشارات نیک ورزان
برشی از کتابی که حتما باید بخوانید:
«پیرمرد چندان اندیشناک نبود، فقط بی وقفه و با سر تکان دادنی آرام به زندگی گذشته ی خود و زندگانی به طور عام می نگریست، به آن زندگانی ای که ناگهان در نظرش چنان دور و غریب می نمود، به آن ازدحام پر هیاهو و بیهوده ای که خود زمانی در مرکز آن ایستاده بود، ازدحامی که آرام آرام و به گونه ای نامحسوس از او دور شده بود و اینک از دوردست در گوش های شگفت زده و تیز شده ی او طنین می انداخت.
گاهی با صدایی آرام با خود می گفت: "عجب، عجب!"
بعد، وقتی مادام بودنبروک آخرین، کاملاً آخرین نفس عاری از مقاوت خود را از سینه بیرون داد، وقتی در سالن غذاخوری مراسم پیش از تدفین برگزار شد و تابوت پوشیده از گل را از زمین برداشتند و آرام بیرون بردند، باز خلق و خوی پیرمرد تغییر نکرد، حتا اشکی نریخت، ولی آن شگفتی و سر تکان دادن آرام با او ماند و آن "عجب!" گفتنِ آمیخته به لبخندی محو کلام محبوب او شد. شکی نبود که عمر بودنبروک هم رو به پایان می رفت.
از آن به بعد عادت کرد در جمع خانواده ساکت و در خود فرو رفته بنشیند، و اگر هم گاهی کلارای کوچک را بر زانوان خود می نشاند تا شاید یکی از آن ترانه های شاد خود را برایش بخواند، مثلاً:
کالسکه در شهر می گذرد...
یا:
نگاه کن، آن جا پروانه روی دیوار نشسته است...
چه بسا ناگهان سکوت می کرد و ناخودآگاه در اندیشه ای طولانی فرو می رفت. سپس "عجب!" گویان، سر تکان می داد، نوه ی خود را زمین می گذاشت و سر به سویی دیگر می گرداند. یک روز گفت: "ژان دیگر بس است، هان؟"»


ادامه مطلب


نوع مطلب : رمان غیر فارسی، 
برچسب ها : رمان، رمان خارجی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 14 آذر 1395
انتشارات نیک ورزان
بخشی از داستان :
- اون می آد یا نه؟
مامان میگوید: « نمیدونم، چطور میتونه نیاد؟ حتی اگه فقط یک ذره انسان باشه...»
فکر میکردم، موجودات یا انسان هستند یا نیستند،نمی دانستم یکی میتواند فقط کمی انسان باشد.پس باقی ذره های بدنش چه میشود؟
بطور کلی :
اتاق شاهکاری است اثر اِما داناهیو نویسنده‌ی ایرلندی. داستان از زبان پسر پنج‌ساله‌ای به‌نام جک روایت می‌شود که با مادرش در اتاقی کوچک زندانی شده‌اند. این رمان برگرفته از زندگی جنایتکار اتریشی است که در محافل و رسانه‌های جهان بازتاب وسیعی داشت. این کتاب در مدت کوتاهی توجه مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کرد و جوایز متعددی به خود اختصاص داد و در میان پرفروش‌ترین کتاب‌های سال قرار گرفت




نوع مطلب : رمان غیر فارسی، 
برچسب ها : رمان، رمان اتاق، فیلم اتاق،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 14 آذر 1395
انتشارات نیک ورزان
در دنیا هیچ چیز ناراحت کننده تر از نگران استطاعت مالی بودن نیست. من از آن هایی که پول را حقیر می شمرند خیلی بدم می آید. این ها یا ریاکارند یا احمق. پول مثل حس ششم می ماند که اگر نباشد آن پنج حس دیگر هیچ سودی ندارند. بی درآمد کافی نصف امکانات زندگی بر روی انسان بسته می شود.
این را هم می شنوی که می گویند فقر بهترین انگیزه ی هنرمند است . اینها نیش فقر را هرگز در جان و تن شان حس نکرده اند . اینها نمی دانند که فقر چه بر سر و روزگار آدم می آورد . تو را به ذلت و حقارتی بی پایان می اندازد . بال تو را از جای می کند و روحت را مثل سرطان می خورد.




نوع مطلب : رمان غیر فارسی، 
برچسب ها : رمان، رمان پایبندی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 14 آذر 1395
انتشارات نیک ورزان