تبلیغات
انتشارات نیک ورزان - وای از من و دخترم
 
انتشارات نیک ورزان
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : انتشارات نیک ورزان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نویسنده فل گارنر
دیشب اولین دفعه ­ای بود که مردک را به خانه می ­آورد. هرهر نخودی می­ خندید و ریسه که می­ رفت دستش را جلو دهنش می­ گرفت.
هیچ چیزِ قضیه برای من خنده­ دار نبود. مردک را به آشپزخانه بردم و کاری کردم که حساب دستش بیاید، گفتم اگر دلش را بشکنی با من طرفی.
گفت: «دوستش دارم، مواظبش هستم.»
 نمی­ دانم چرا ته دلم به او اطمینان ندارم. می ­ترسم با احساساتِ دخترم بازی کند – کاری که همۀ مردها می ­کنند.–
دخترم می ­خواهد با او بیشتر آشنا شود ولی من دلم نمی­ خواهد، دوستش ندارم. ولی چه ­کنم؟! او پدرِ دخترم است و دخترِ هشت ساله ­ام دوستش دارد.





نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها : کتاب دختر، من و دخترم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 16 آذر 1395
انتشارات نیک ورزان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر